مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

53

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

فافهم و تبصر . ما درباره اين مسائل در رساله توقيفيت اسماء به تفصيل بحث نموده ايم . تمهيد القواعد در رد اعتباريت وجود به توهم شيخ اشراق كج قواعد التوحيد و شرح آن تمهيد القواعد در دو مساله است : يكى مساله توحيد ، و ديگر مساله مظهريت تامه حقيقه الحقائق كه انسان است . در قسم اول سخن از اشتراك معنوى حقيقت وجود ، و تحقق آن در اعيان ، و وجوب و وحدت شخصيه آن كه موضوع مسائل عرفانى است مى نمايد ، و تشكيك وجود را بدان نحو كه مشاء قائل اند رد مىكند چنان كه گفته آيد . اين اشتراك معنوى وجود ، بدان نحو كه صدرالمتالهين گويد : حقيقت واحده ذات مراتب به تشكيك ، نيست ، بلكه حقيقت واحده ذات مظاهر به سعه و ضيق است كه تميز او از ماسواه به تعين تقابلى نيست بلكه به تعين احاطى صمدانى حقانى است كه كثرت مقهور در وحدت او سبحانه است . و تشكيك اگر چه از لسان عارف نيز صادر مىشود ، و در صحف عرفانيه نيز آمده است و لكن با تشكيكى كه ديگران گويند فقط اشتراك لفظى دارد و مراد عارف از تشكيك همان سعه و ضيق مظاهر است فافهم . غرض اينكه ابوحامد تركه در فصل پنجم قواعد فرمايد : اعلم ان الوجود مشترك بين الوجودات الخاصه كلها لا بحسب اللفظ بل بحسب المعنى كما بيناه فى سائر كتبنا « 79 » . و صائن الدين على بن تركه در تمهيد در شرح همين فصل فرمايد : ان ما ذهب اليه المصنف من معنى الوجود انما هو الحقيقى الذى ذهب اليه

--> ( 79 ) تمهيد القواعد ، ص 29 .